برچسب: آدمی فربه شود از راه گوش,شعر آدمی فربه شود از راه گوش,
نویسنده: یوسف میرزایی
یکی از عقل میلافد یکی طامات میبافد
بیا کاین داوریها را به پیش داور اندازیــــم
حافظ گفت.
* امروز را، از تو مدد.
برچسب:
نویسنده: یوسف میرزایی
برچسب:
نویسنده: یوسف میرزایی
آدمی نیستم که از تنهایی ابایی داشته باشم. درونگرا هستم و خلوتم را دوست دارم. اما، تنهایی مالِ این ساعت نیست انگار. نه، تنهایی مالِ این گاهِ شب که به بودنِ تو عادت دارد، نیست. خودت را برسان مرد. خودت را به من برسان و شانههای تنهاییام را بتکان؛ تا تمام خستگیات را به آغوش بگیرم...
برچسب:
نویسنده: یوسف میرزایی
شرایطی که در آن قرار دارم و بخاطرش متحمل سختیهایی شدهام، یک روزی نهایت آرزوی من بوده است. پس چرا لحظات استجابتم را با اضطراب و ابراز ناراحتی و در فشار بگذرانم؟ من باید بخاطر همه چیزی که امروز دارم و روزی رویای دوری برایم بوده است خدایم را سپاس بگویم. سپاس خدای خوبم که مستجابم کردهای.
برچسب:
نویسنده: یوسف میرزایی
برچسب:
نویسنده: یوسف میرزایی
برچسب:
نویسنده: یوسف میرزایی
آن وقتی را هم که از زندگی کردن سیر بودم و آماده برای رفتن، یادم میآید. زندگی در گذر است. و در این گذار آنچه بیش از هم نقش ایفا میکند؛ تصمیمیست که تو درباره خودت گرفتهای. باید برای بهتر شدن اوضاع تصمیم گرفت و اراده کرد. من خوشبختم، چون خواستهام و میخواهم.
برچسب:
نویسنده: یوسف میرزایی
بعد از مکافات سیم کشیدنِ چدنهای گاز در سینک کوچک آشپزخانه، آدم دلش میخواهد یا دیگر هرگز از اجاق گاز استفاده نکند، و یا حداقل سرخکردنیها را برای همیشه از برنامه غذاییاش حذف کرده و خیلی سالم و رژیمی فقط غذای آبپز بخورد!
برچسب:
نویسنده: یوسف میرزایی
برچسب:
نویسنده: یوسف میرزایی
تجربهٔ یک پاییز دیگر، برای من خوشبختی بزرگیست. امروز بعد از ماهها بالاخره توانستم پردهها و زیرپردهها را کنار بزنم و اندکی از آفتاب ملایم ماهِ مهربانی را به خانه راه بدهم. آه ای روشنایی افتادهِ حالِ نجیب من؛ از تندی و تیزیِ تابستانِ بلند، به سوی تو گریزان شدهام.
برچسب:
نویسنده: یوسف میرزایی